ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

265

تاريخ گيلان ( فارسى )

طالش - حاكم آستارا - نوشت و او را از ظهور عادلشاه و فرار وزير و كلانتران و ارباب و اعيان خبر داده . و سپاه اجامره از آب سياه رودبار گذشته ، داخل شهر [ شده ] و مشغول به تاراج و غارت كاروان سراها و دكاكين حوالى ميدان و خانه‌هاى جمعى كه گريخته بودند ، شدند . و از آنجا به دار الامارهء پادشاه درآمده ، نقود احمر و ابيض و امتعه و فروش و آنچه بود ، به تاراج دادند . چون حسب الحكم شاه عباس مقرر شده بود كه وزير ، ابريشم لوى ئيل را به سركار او ابتياع نمايند ، قريب سيصد خروار ابريشم خريده شده ، منبر بود . و در روز چهارشنبه موازى دويست خروار ابريشم را از انبار بيرون آورده ، به اراذل و اوباش بخش كردند . و در اين دو روز ، مدار اجامرهء لشته‌نشا و توابع ، غارت اموال و قتل سركشان بود . و در خلال اين حال ، پير محمود پير بازارى و ملا حسن خطيب رشتى و شيخ ابراهيم كوچسفهانى ، از ازالهء « 1 » عرض و ناموس ، به نزد غريب شاه آمده ، او را از تاراج ابريشم ديوان مانع مىشوند و به روش خوش‌آمد خاطرنشان او مىكنند كه اين ابريشم به كار تو مىآيد . عادلشاه قبول قول ايشان كرده ، بعد از سه روز كه لشكريان را اطفاى حرارت از نهب و غارت شده بود ، جنود را از غارت ابريشم ديوان و تاراج اموال ، ضبط و منع نمودند . اما به حساب محاسبان ، قياس سيصدهزار تومان ، خسارت و نقصان به ساكنان گيلانات رسيد و العلم عند اللّه الحميد .

--> ( 1 ) - در اصل و نسخهء د : از ارادلهء .